کتاب پیرمرد و دریا

اثر ارنست همینگوی از انتشارات افق - مترجم: نازی عظیما-دهه 1950 میلادی

رمان پیرمرد و دریا یکی از مشهورترین رمان‌های ارنست همینگوی است؛ داستان این رمان درباره یک پیرمرد ماهیگیر است و داستان بزرگترین صید او را روایت می‌کند. وقایع و اتفاق‌هایی که در این رمان رخ می‌دهد همگی ساده و باورپذیر هستند که این از نکات مثبت این رمان است. ارنست همینگوی در رمان پیرمرد و دریا، پیروزی و شکست را به صورت واقع‌گرایانه‌ای ترسیم می‌کند که این امر باعث جذابیت این رمان شده است.


خرید کتاب پیرمرد و دریا
جستجوی کتاب پیرمرد و دریا در گودریدز

معرفی کتاب پیرمرد و دریا از نگاه کاربران
واقعا لذت بردم .... ترس ،‌خون ،‌اراده ، شجاعت ، امید ، شکست و خیلی چیزا رو در داستان به این کوتاهی لمس کردم..... داستان ساده و سر راست بود ولی خیلی لذت بخش بود، خیلی نثر زیبا و خاصی داشت به نظرم.....
همه چیز پیر مرد کهن بود، مگر چشمهایش و چشمهایش به رنگ دریا بود و شاد و شکست نخورده

مشاهده لینک اصلی
@ شما فقط بر روی کارما خود کنترل می کنید: هرگز بر روی میوه های آن نیست. بنابراین به دلیل [نگرانی بیش از] میوه کارما، هرگز از آن خسته نشوید. @ این احتمالا بیشتر نقل قول، مورد استفاده، سوء استفاده، ستایش و بدبختی آیه از Bhagavad Gita، جایی که لرد کریشنا دستورات آرجونا را در Karma یوگا . از لحاظ ظاهری به عنوان مظهر فضیلت مورد تحسین قرار گرفته است، بدون توجه به عواقب آن، وظیفه خود را تحسین کرده است: این به شدت به عنوان مواد مخدر روحانی هندی به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است تا فرد را مجبور به پیروی از وظایف قاعده خود بدون فکر کردن کند. هر دو دیدگاه شایستگی خود را دارند؛ اما آنچه که آنها نادیده می گیرند این است که، صرف نظر از معنویت، این چیزی است که ما بیشتر از ما عادی می دانیم - داشتن کنترل بسیار کمی در مورد جایی که ما به عنوان یک دنده در این ماشین عظیم جهان قرار داده ایم، بهترین چیز این است که گلوله را بچشید و به جلو بروید و بهترین کار را انجام دهید. ماهیگیر قدیمی هانتینگتون، سانتیاگو، گیتا را نمی شناخت. اما او در مورد فلسفه خود می گوید: او می گوید: شاید من نباید یک ماهیگیر بودم. اما این چیزی بود که من به آن متولد شدم. به عنوان یک ماهیگیر متولد شدم، کارما او ماهی است - مهم نیست که آیا او موفق به فرود هر چیزی می شود. هر روز او به بازگشت به دریا ادامه می دهد، زیرا ماهی بزرگ من باید جایی باشد. واقعا واقعا .------------------------- این کتاب باریک Hemingways عهد به مبارزه ابدی انسان علیه طبیعت، رقص زندگی و مرگ، توسط سانتیاگو و مارلین در برابر فضای دریا و آسمان، اعمال شده است. حتی با قصد کشتن یکدیگر، این مسابقه یکی از عشق و همچنین خصومت است. \"فیش\"، گفت: \"من عاشق تو هستم و به شما بسیار احترام می گذارم. او فکر کرد که من قبل از این روز به قتل می رسم. شما فقط ماهی را برای زنده نگه داشتن و فروش غذا نکشیدید. او را برای غرور به قتل رساندید و چون ماهیگیر هستید. وقتی او زنده بود، شما او را دوست داشتید و بعد او را دوست داشتید. اگر او را دوست داشته باشید گناه نیست که او را بکشید. یا بیشتر است؟ هیچ شخصی در آن وجود ندارد، هیچ لذتی یا درد - فقط اجتناب ناپذیر بودن کارما. و مهم نیست که آیا یک نفر برنده یا از دست می دهد یا اینکه یک پیروزی برای نشان دادن پیروزی دارد - برای اقدام ماهیگیری مهم است که برای یک مرد متولد شده که یک ماهیگیر باشد. ، پیرمرد دوباره خوابیده بود. او هنوز روی صورتش خواب بود و پسر روی صندلی نشسته بود و او را تماشا می کرد. پیرمرد رویاهای شیرین را در خواب می انداخت.چیزی تلاش می کرد، کاری انجام داد، یک شب نجات داد. فردا همیشه روز دیگری است. یکی از سنگهای واقعی ادبیات جهان.

مشاهده لینک اصلی
دم، به من بگو، داستان یک ماهیگیر سالمند و دوست نداشتن او، 1،500 پوند. مارلین آنها برای ناهار ملاقات می کنند و بلافاصله با منو مبارزه می کنند (او ماهی را به عنوان اصلی می خواهد). این مخالفت باعث اصطکاکی می شود. پسران پسر خواهند بود بنابراین در نهایت، این دو، تصمیم می گیرند تا سفر طولانی و آرام به سر می برند تا خنک شوند. چه اتفاقی می افتد؟ تصور کنید، کین و آبل، بدون عشق برادر ...

مشاهده لینک اصلی
بنابراین، خواندن این کتاب، فحش شخصی من بود برای خواندن فریبنده YA نسبتا احمقانه، Obsidian. اگر چیزی بخورم به خصوص کم عمق و بدون مغز، چیزی را که من به طور واقعی از سلولهای مغز من استفاده می کند، تلاش می کنم. برای اینکه بتوانم آن را با کلاسیک یا چیزی که باعث می شود از سلول های مغز من استفاده کنم استفاده می شود. در ابتدا هیمینگ ها معمولی ساده، پروسه ی انعطاف پذیر و ارزش های تستوسترون اعصاب جابجایی در اینجا: یکی از چیزهای جالب تر که من خواندید، قطعه McSweeneys با عنوان \"Totos Africa\" ​​توسط Ernest Himingway @ بود. اگر می دانید 80 موسیقی پاپ از این لذت می برید. آن را بخوانید بخشی: سرش از ویسکی و نوشابه جوش خورده است. او یک زن زیبا بود. او می تواند خیلی از او را از او دور کند. بعید بود که صد نفر یا بیشتر بتوانند چنین چیزی را انجام دهند. هوا، در حال حاضر ضخیم و مرطوب، به نظر می رسید حمل باران دوباره. او بارانهای آفریقا را برکت داد. آنها تنها چیزهایی بودند که برای خوشحالی در این مکان از بین رفته بودند، او فکر کرد حداقل تا زمانی که در قاره ایستاده بود. آنها قصد داشتند کاری را انجام دهند که هرگز نداشتند. او در ایستگاه راهآهن ایستاد و هنگام فرود هواپیما به آنجا نگاه کرد. او صدای سگهای وحشی را که شب را گریه میکرد شنیدند. این مرد فکر کرد که سگ ها ناامید می شوند، شاید برای برخی از شرکت ها بی قرار و مشتاق شده اند. او این احساس را می دانست. هرچند، من جمله احمدی را در این کتاب بخوانم مانند @ آنها در Terrace نشسته بودند و بسیاری از ماهیگیران از مرد پیرمرد لذت برده و عصبانی نیستند، و من فکر می کنم، من فقط می خواهم خودم را قدرت از طریق این. اما به تدریج این داستان من را مچاله کرد و من می توانستم بدانم را در هر دو مرد پیر و ماهی های عظیم احساس کنم. من برای سانتیاهو قدیمی و مبارزه جسمی و ذهنی جسمی و مضر خود علیه مارلین (مشاهده اسپویلر) و سپس خشم مبارزه ناامید کننده علیه کوسه ها مخفی شدم. . به عنوان مثال: او شروع به دوباره صعود کرد و در بالا او سقوط کرد و برای مدتی با کمربند شانه اش دراز کشید. او سعی کرد بلند شود اما خیلی دشوار بود و با مشت بر روی شانه اش نشسته بود و به جاده نگاه می کرد. خیلی بیشتر بود (دستهای ضعیفش!)، و حتی اگر من همونطور که همه چیز را فروختم، فروش می کردم. واضح است که پیرمرد تجربیات فراوانی را تجربه کرده است و از طریق آن، اگر نیروهای مرگ را شکست ندهد، همچنان با پیروزی شخصی عظیم روبرو می شود، من نیز به یاد یک شعر قدیمی @ Gethsemane @ توسط Ella Wheeler Wilcox، که به پایان می رسد: همه مسیرهایی که بوده اند یا باید در جایی از طریق Gethsemane گذرند. همه کسانی که به سفر، به زودی یا دیر باید در باغ عبور دروازه ی ™؛ باید به تنهایی در تاریکی دراز بکشید و با نگرانی شدید مبارزه کنید. خداحافظ کسانی که نمی توانند بگویند، \"نه من، بلکه خودت\"، تنها کسانی هستند که می گویند \"این لیوان را می گذارم، نمی توانم ببینم\" هدف ما در Gethsemane.We همه مشکلات شخصی ما، چه ماهی غول پیکر، کوسه ها (Ive چند در زندگی من، اغلب انسان) ملاقات کرد، مشاغل، مشکلات فیزیکی، روابط، و یا هر تعداد آزمایش های دیگر در زندگی ما. از دست دادن، پایبندی به شأن، انجام بهترین کارها، غوطه دادن در آن ماهی ها، مبارزه با این کوسه های بی رحم - چگونگی رسیدگی به مشکلات ما باعث تفاوت بزرگی می شود، هم برای کسانی که در اطراف ما هستند و شاید بیشتر به خودمان.

مشاهده لینک اصلی
بعد از هشتاد و پنج روز ماهیگیری، سانتیاگو بیشتر از آنچه که برایش جالب بود، قلاب می کند. آیا او می تواند همه چیز را که دریا به او میسپارد و برای جبران جایزهش نبرد را انجام دهد؟ به منظور خواندن انواع مختلفی از چیزها، من این را مثل این که یک مارلین هجده پا مشتعل شده است، میپوشم. قطعا ارزش یک خواندن دارد. پیرمرد و دریا داستان پیرمرد است. و دریایی مرد آن در مقابل طبیعت در بهترین است. زبان همینگینگ زبان بسیار عاری از قدرت است اما بسیار قدرتمند است. من احساس کردم هر زخم و دلهره همراه با سانتیاگو بود و تقریبا به عنوان ماهیگیر قدیمی به پایان داستان خسته شده بود. اگر شما در حال حاضر به پایان رسید برای شما خراب شده است، خود را به نفع و جلوگیری از معرفی، بررسی و خلاصه ویکیپدیا من قبل از رسیدن به آنجا به خاطر پایان دادن به تحصیل در دبیرستان متوجه شدم که این تجربه بسیار بهتر شده است. چه چیز دیگری وجود دارد؟ هیچ جایزه ای برای جایزه نوبل ادبیات نبرد! سالهاست که تنها خواندنی هیمینگوی خوانده شده، خورشید نیز در حال افزایش است و من آن را خیلی دوست داشتم. با این حال، پیرمرد و دریا، من را به یک مؤمن تبدیل کرده است. چهار ستاره از پنج ستاره

مشاهده لینک اصلی
این اولین همینگوی من بود و من آن را دوست داشتم! با این حال، مطمئن نیستم که آیا من را برای رمان های همینگوی آینده شکست داد. این یکی از ساده ترین آن ها بود. وقتی به رمانهای همینگوی دیگر رسیدم تقریبا مثل آن بود که در آنها وجود داشت - من اصول اولیه این کتاب را می خواستم. این به این معنا نیست که من از کتابهای دیگرم لذت نبرم، اما اگر دیگران را برای اولین بار خواندن و امتحان نکردم تا آنها را با این مقایسه مقایسه کنم، به آنها امتیاز بیشتری دادم. بنابراین اگر می خواهید تعداد زیادی از همینگوی را بخوانید، شاید شروع نکنید من احتمالا پیشنهاد می کنم ازدحام به اسلحه به دنبال خورشید نیز افزایش می یابد (من فکر نمی کنم من توصیه می کنم که برای آن کسی که Bell Tolls تا زمانی که مطمئن بودید که شما به Himmingway هستند) اگر شما همیشه در مورد خواندن همینگویی فکر و شما فقط می خواهم یک طعم و مزه این احتمال وجود دارد که شما بیشتر بخوانید، پیرمرد و دریا بهترین مکان برای شروع است!

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب پیرمرد و دریا


 کتاب گوسفند قربانی
 کتاب حقوق طبیعی و تاریخ
 کتاب درس و آوازخوان طاس
 کتاب اسطوره ای نو
 کتاب مدراتوکانتابیله
 کتاب فلسفه تاریخ هنر