کتاب پایان رابطه

اثر گراهام گرین از انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه - مترجم: احد علیقلیان-دهه 1950 میلادی

این یک رکورد از نفرت بسیار بیشتر از عشق است، موریس مبارکس در عبارات بازنویسی «پایان امور» می نویسد و این یک نفرت عجیب و غریب است که او را مجبور می کند تا حساب گذشته یی از رفتار دروغین خود را با سارا مایلز تنظیم کند. در حال حاضر، یک سال پس از مرگ ساراها، جامعهکس به دنبال تحقیر اشتیاق خود از تجدید نظر در دوره خود از عشق وسواس به عشق نفرت است. در ابتدا، او معتقد است که از متن سارا و شوهرش هنری متنفر است. با این حال او بیشتر به چشم انداز عاطفی خود می اندیشد، نفرت نفرت ها به خداوند تبدیل می شود، او احساس می کند زندگی خود را شکسته، اما وجود خود را در نهایت به رسمیت شناختن است.   در ابتدا در سال 1951 منتشر شد، "پایان امور" توسط ویلیام فاکنر تحسین شده بود، به عنوان یکی از بهترین و واقعی ترین و در حال حرکت های من در زمان من است.


خرید کتاب پایان رابطه
جستجوی کتاب پایان رابطه در گودریدز

معرفی کتاب پایان رابطه از نگاه کاربران
A Autobiography به طور پنهانی با نام تجاری (Letters of Fictious Letters Never Posted or Written) نامه 1 (تاریخ 30 آوریل 1950 از CW به GG): اوه، عزیزترین پدرخوانده من، متاسفم که شما یاد می گیرید از نویسنده رنج می برید بلوک ™ من یادم نمی آید که قبل از این بیماری را ذکر کنم. ایا بهتر نیست که به این مسائل مشاوره بدهی، اما آنها می گویند شما باید درباره مواردی که به آن ها آشنا هستید بنویسید نه اینکه خیلی برای شما مناسب نیست که در این دسته قرار بگیرد. شاید عشق من، شما می توانید چیزی در مورد ما بنویسید؟ اتوبیوگرافی نازک بافته شده؟ آیا فکر می کنید کسی که در خارج از حلقه های ماست حدس می زند؟ من یک ایده دیگر دارم. لیستی از کلمات کلیدی برای شما نوشته شده است. شاید شما در آنها الهام بخشید؟ به عنوان مثال، شما می توانید رمان خود را در حدود سه، شاید حتی پنج، از آنها ایجاد کنید. آنها بعد از همه، برخی از چیزهای مورد علاقه ما هستند. آنچه را که از اینها میبینید متذکر میشوید (متاسفم برای طول: وقتی شروع کردم، من نمیتوانستم متوقف کنم، مگر اینکه آنها را به ترتیب حروف الفبا بگذارم): زنا، عرفان، اضطراب، بیخدایی، اعتقاد، تلخی، بدن، میل، بی اعتمادی، طلاق، نفرت، حسادت، دقت، ایمان، فریب، خدا، گناه، شادی، نفرت، آسیب، ناامنی، صداقت، حسادت، عشق، شهوت، ازدواج، مالکیت، درد، اشتیاق، صلح، مالکیت، وعده، نزاع، آرام، عقل گرایی، قدوسیت، خودخواهی، جنسیت، شکنجه، لمس، اعتماد، حقیقت، ناخودآگاه، وعده. شما فکر می کنید، عزیز من؟ لیست بد نیست، آیا این؟ نه، من می توانم یک رمان در مورد چنین کلمات بنویسم! من فقط می توانم یک زندگی تحت کنترل آنها زندگی کنم! اگر شما هر دو در آن بود و با من بود، من نمی توانم صبر کن تا ساندویچ پیاز بعدی خود را، چه در جدول، در رختخواب و یا در جاهای دیگر ... عشق، C.Letter 2 (تاریخ 12 مه 1950 از GG به CW ): کافیرن، گاهی اوقات به عشق من به شما شگفت زده می شود. مهم نیست که چه اتفاق بدی رخ می دهد یا هر دو ما، عشق من هرگز به نظر می رسد کاهش می یابد. مشاور شما برای نوشتن یک زندگینامه، هرچند به ندرت مخفی شده است، در واقع راه حل درست برای بلوک من است. البته من نمی توانم حقیقت را در مورد ما بنویسم (برای اینکه من پورنوگرافی را در آغوش بگیرم و اولین رمان جدید واقعا بزرگ سالهای خود را بنویسیم، که من فقط برای شما می توانم انجام دهم)، اما من می توانم در آن الهام بگیرم. من تصمیم گرفتم این کار را در طول جنگ انجام دهم، شما با یک خدمتکار دولتی عالی، و نه یک میلیونر، ازدواج کردید. من تنها هستم و از شما سپاسگذارم هر دوی ما بی فرزند هستیم و می توانیم در هر گناه جنسی ما را تحمل کنیم. ما می توانیم در هر رختخواری که می توانیم بدنمان را بشکنیم، در هر جلوی هر شومینه، هر قالیچه و پشت هر محراب که می توانیم در سفرهایمان کشف کنیم، دراز کشیدیم. هیچ چیز نمی تواند بین ما باشد، بدون تعهد، بدون انسان، بدون وجود، به جز شاید خدا. حتی پس از آن، من کاملا معلوم نیست که چرا و چرا حتی می تواند عشق ما را از بین ببرد، که به شیوه بزرگترین عشق، اگر نه، ابدی نیست. من دوست دارم لیست شما. هر کلمه من را مانند یک انتزاع زایی می کند. در حقیقت، هر کدام از اینها بسیار جذاب است و من نمیتوانم آن را رها کنم. بنابراین، اگر شما مرا ببخشید، من از همه آنها استفاده خواهم کرد. همه چیزهایی که باید انجام دهم این است که با افعال مناسب آنها را پاک کنم. و در آنجا بسیاری از افعال را برای توصیف آنچه که من در ذهن وجود دارد. اثبات در pudding، چرا که از زمانی که من در این پیشنهاد از شما آغاز شده، کلمات مانند پرواز اولین سفر هواپیما از ما، که در آن قفل موهای خود را به من زد چهره و من را در زیر فرو کرد. حتی در حال حاضر، همانطور که منتظر ورود شما در روز جمعه هستم، احساس مشابهی دارم. در ذهنم، تو را می بینم من خودم را لمس می کنم ... و اینجا ... و آنجا ... شوهر شما، گراهام. واژگان عشق گراهام گرین در نهایت رمان خود را با استفاده از چنین واژه هایی نوشت. در ابتدا، من تعجب کردم که آیا نقص در ادبیات متفاوتی در ادبیات او بود که او از کلمات بسیاری انتزاعی برای توصیف موضوعش استفاده می کرد، سپس به این نتیجه رسیدم که آن را منعکس کننده یک اقتصاد عمدی از هر دو سبک و واژگان می داند. در چنین داستان کوتاه، او نیازی به کلمات نداشت. او به کلمات بیشتر نیاز ندارد او کلمات مختلفی نداشت. در دست کارشناسی ارشد، همه کلمات کلیدی که اهمیت داشتند، تمام کلمات مورد نیاز برای رسیدن به قلب این موضوع بود. ما مجبور هستیم قضاوت کنیم که آیا مردم و شرایطی که با آنها ایجاد کرد، مناسب است وظیفه ادبیات عالی است. رمان سه بار در طول زندگی من خوانده شده است. در حالی که این بار وسوسه شدم که آن را به دلیل مسائل سبک ای به چهار ستاره برسانم، تصمیم گرفتم که رتبه پنج ستاره را حفظ کنم و آن را از حافظه من برای دو خواندن اول تعیین کنم. رمان های زیادی وجود ندارد که سه بار بخوانم! دوست داشتنی و فریبکارانه ما از عنوان و آغاز رمان می دانیم که یک رابطه بوده است و آن را به پایان رسانده است. گرین با زمان و موضوع در حال پخش است صحنه و تنش را به یک دنباله ای از رویدادهایی که شامل هیچ تعجب نیست اضافه کنید، به جز آن چیزی که ابتدا و انتهای بسیاری از امور را متاثر می کند: پاسخ به سوال @ Why؟ @ Sarah Miles با یک خدمتکار ارشد دولتی در جنگ انگلیس ازدواج کرده است. اولین روایت شخص (اولین استفاده از این دیدگاه توسط گرین در رمان)، مور ...

مشاهده لینک اصلی
یک رمان معاصر تحت عنوان End of the Affair یک کتاب بسیار متفاوت است. اما این یک رمان معاصر نیست؛ آن را از سال 1951 آغاز کرده است. این در Clapham، لندن، تا حدودی در طول حمله رعد و برق جنگ جهانی دوم، و بعدها بعدا در سال 1946 تنظیم شده است، و از آنجایی که توسط گراهام گرین نوشته شده است، @ affair covers a much broader scope than the reader might expect . این از آنچه که نویسندگان بهترین سالها، عصر ریاضت پس از جنگ است، به خوانندگان خاطرات واضح خاطرات تازه وارد شده و از میان رمانهای جدی او و نوعی سرگرمی، کمی فاصله میگیرند. Evelyn Waughâ € ™ ثانیه بازبینی سال 1951 گفت: \"آقای گرین یکی از شکل های معاصر دیگر، درام داخلی و رومانتیک نوع برخورد کوتاه را انتخاب کرده است، و آن را در راه خود منحصر به فرد تبدیل شده است، اضافه کردن این که داستان\" به طور انحصاری زیبا و متحرک است. پایان امور به وضوح از داستان و داستان عاشقانه متعارف الهام گرفته شده است، اما از سبک آن فراتر می رود. حسادت وسواس آمیز قطعا یک موضوع مهم است، اما اعتقادات معنوی شخصی نیز از بین رفته است. رمان در سال 1946 با روایتگر، موریس مبارکس، به یاد می آورد که رابطه ی پرشوری با سارا مایلز بین سال های 1939 و 1944 داشته است. پایان امور او غیر قابل قبول است و این بدین معنی است که او از دلایل گذشته استقبال کرده است. او در حال حاضر ادعا می کند که داستان او بازنویسی خواهد شد - \"رکورد تنفر از خیلی بیشتر از عشق است.\" تحت تاثیر قرار خواننده که او به عنوان نویسنده خواهد شد انتخاب کنید که چه مقدار از داستان او در مورد بگو، او خود را در کنترل این داستان می بیند، در نتیجه کنترل او از حقیقت را چنان که او می بیند، آشکار می کند. ما افکار خود را از این مرد به دست می آوریم، و این کاملا درک نمی کند که احساس می کنیم که جامعهکس می خواهد ما را به دست آورد. دیدگاه مشترککس، منحصر به فرد است، که باعث می شود خواننده سرگرم کننده باشد. او به طور قانع کننده داستان داستان خود را می گوید، که ما را متقاعد می کند که از درد، رنج و بدبختی خود آگاه است. او معتقد است که از رفتار شرم آورش آگاهی داشته باشد، اما این احساس بهتری نسبت به خود ندارد. این خودآگاهی دارای احساس مدرن است؛ زیرا این امر نشان می دهد که راوی ممکن است خود را از طریق برخی از مراسم پذیرش هدایت کند. ما به زودی متوجه می شویم که پشت همه ی مخالفان، موریس توکسو، از بیماری دوران کودکی لنگ، متکبر و محکم است ؛ یک مرد خودخواه، نابالغ، حساس و مردانه است. او به روش محاسبه ای با سارا ملاقات کرد و به راحتی با او ارتباط برقرار کرد تا بتواند به شوهرش هنری میلز دسترسی پیدا کند. او می خواست به عنوان رمانی که برای نوشتن میخواهد به عنوان تحقیق زمینه ای استفاده کند. او هنری را به طور عمدی انتخاب کرده بود، خود را با یک مد وفاداری فوق العاده سرگرم کننده می دید، به طرز عجیبی هنری را به عنوان خدمتکار خسته کننده و قابل پیش بینی می دانست و به طور غریزی همسرش را شگفت زده می کرد (هرچند دو نفر از آنها پس از آن به شدت در عشق بودند). نشانه نهایی خواننده این است که جامعهکس ممکن است یک راوی غیرقابل اعتماد باشد، ارزیابی خود از مهارت نوشتن او است. او به خوبی شناخته شده است و می تواند با نوشتن رمان ها زندگی کند، اما گزارش می دهد که او هرگز در چشم منتقدان واقعا بزرگ نبوده است، زیرا نمی توانند کار خود را به درستی درک کنند، گفت: \"کار کارگر\" گراهام گرین هوشمندانه یک شخصیت هوشمند و ماهرانه را شکل می دهد، اما به ما می گوید که این مرد معتقد است او می تواند آنچه را که می خواهد انجام دهد و فقط از طریق دستکاری و جذابیت مردم را به عنوان عروسک ها استفاده کند. جامعهکس احساس ضعف می کند زیرا او مردم را وادار می کند، آنها را خجالت می کشد و حتی می کوشند تا خواننده را در این زمینه همکاری کنند، و در رفتار او هیچ چیز غیر اخلاقی را نمی بیند. او مهارت های فکری و کلامی خود را به عنوان مکانیسم های دفاعی و همچنین سلاح برای حمله به کسانی که کمتر از خودشان هوشمند هستند، استفاده می کند. با این وجود، ما با آن مخالف هستیم. ما از جذابیت انسان لذت می بریم و با حساب او همراه می شویم، تلاش می کنیم که دیدگاه خودمان را درباره وضعیت بدست آوریم. برای دو پنجم کتاب، ما تنها داریم حساب خود را از داستان، که ما باید تفسیر آن را به عنوان فکر می کنیم. او ادعا می کند که هر دو هنری مایلز، همسرش، سارا و یک خدا را که باور ندارند، نفرت می دهند، اما این برای ما بسیار غلط است. گراهام گرین به طرز شایسته ای به ما می آموزد که شخصیت های مبارزات فراگیر، به طوری که ما می توانیم @ truth @ را از طریق آنچه که ما از شخصیت او می دانیم، فیلتر کنیم و بدین ترتیب حقیقت احتمالی یا حداقل بخشی از آن را یاد بگیریم. داستان شروع می شود زمانی که Bendix به طور تصادفی با هنری عبور از خیابان یک شب تاریک و بارانی است. هنری در ابتدا بایککس را برای رفتن به یک نوار به خارج شدن از باران دعوت کرد و سپس به خانه او رفت و گفت که او در مورد همسرش سارا نگران است. او معتقد است که او از ترس سارا ممکن است یک امر داشته باشد. مطمئنا در این موضوع عجیب و غریب وجود دارد و به طور منظم، انعطاف پذیری های Bendxs را تضمین می کند که Henrys بی نهایت ناخوشی تایید شده است. در نگاهش، هنری هنگامی که او و سارا در حال وقوع بودند، هنری بود، و او اکنون وسوسه شده است تا از هنری برای اهداف خود استفاده بیشتری بکند تا دریابند که چرا سارا به طرز ناگهانی این امور را شکست، و ...

مشاهده لینک اصلی
وقتی عشق پایان می یابد؟ آیا واقعا واقعا پایان می یابد؟ من نمی توانم به این سؤالات پاسخ دهم، و نه سعی خواهم کرد. ببینید، برای من، پایان واقعا مهم نیست. چرا عشق نمی تواند همانطور که هست و چرا باید آن را به پایان برساند؟ \"عشق .. عشق و محبت با یک شروع و پایان تبدیل شده است.\" quotes bendx، این امر ممکن است پایان یابد اما عشق چیز دیگری است. بعضی اوقات من فکر می کنم که مردم عناوین را دوست دارند زیرا از تداوم زندگی ترس دارند. آنها یکپارچگی یک ساختار را با آغاز و پایان می خواهند. شما یا خوشحال یا ناراحت هستید و این برای شماست. و چرا باید اینها را نپسندند؟ به نظر می رسد این یک معافیت از آونگ زندگی است که همیشه در حال حرکت است. تغییر همیشه ترس است اما آیا عشق تغییر می کند؟ آه، این سوال است. در مورد این رمان، عشق تغییر نام خود را به نفرت، خط ریز بین دو تمیز با ماهیت خود. این کلیشه چه قدیمی است؟ هرچه بیشتر متنفر میشوید بیشتر دوست دارید؟ بله، آن یکی. به نظر میرسد که هاترو به همان غدد به عنوان عشق عمل کند. حتی این کارها را انجام می دهد. اگر ما نفهمیدیم که چگونه داستان پریشانی را تفسیر می کنیم، آیا ما توانستیم تنها از اقدامات خود بگوئیم که آیا یوود حسادت یا پیروان بزدل که مسیح را دوست داشتند، می گویند؟ رمان با روایت شروع می شود اعلامیه ای که این کتاب یکی از نفرت است. او وعده خود را ارائه می دهد و در واقع قسمت های حسود، عصبانی، و ناامید کننده ای که در صحنه های کوچک از عشق وجود دارد پر شده است. البته، در یک رمان در مورد امور انتظار می رود. پس از همه، donâ € ™ تی آنها می گویند که بد شیطان بد است؟ اما واقعا بد است؟ اگر جامعه ادعا کند که گناه، تخطی از قانون است، من موافقم که زنا گناه است. اما بد است؟ خوب نیست؟ با توجه به اینکه این امر یکی از عشق است، چطور می توان عشق چنین شدید چیزی جز خوب بودن نداشته باشد؟ بسیاری از مردم می گویند که این رابطه بر دروغ متمرکز است، پس نمی توان آن را در نظر گرفت عشق. من مخالفم، عشق به بستر بستگی ندارد. عشق بین دو نفر بدون در نظر گرفتن اینکه چه کسانی هستند و چه شرایطی دارند، خود را ریشه دارد. خوب، من امور عاشقانه را تحمل نمی کنم. من معتقدم که اگر شما مایل باشید به طور انحصاری کسی را دوست دارید تا مرگ، باید آن را حفظ کنید. اما من فکر می کنم عشق، بدون توجه به هر شکل، هرگز بد نیست. ممکن است برای دیگران زیان آور باشد، اما برای دادن خودتان به دیگران هرگز نباید به عنوان اعمال شرارت مورد توجه قرار گیرد. چرا نام آن را تغییر داد؟ نمیتوان در مورد این رمان صحبت کرد و ارتباط آن با خدا را نادیده گرفت. هنگامی که امور به پایان رسید، به عنوان عنوان می شود، جامعهکس توجه خود را به خدا متمرکز می کند. او برای پایان آن را خدا را سرزنش می کند، و هرچند که کافر است، او اعتقاد معشوق خود را به خدا خالی می کند. برخی می گویند که گراهام گرین کمی در استفاده از خداوند در رمان بود. به طور خاص، من موافقم، در حقیقت، کمی ناراحت کننده بود در زمانی که راویان به خدا به عنوان شما صحبت می کنند و به طور معمول با او در ذهن او صحبت می کنند. اما بعد متوجه شدم که لازم بود چون خدا تنها کسی بود که می توانست آن را بکشد. هنری، شوهر معشوقه، یک مرد بسیار دوست داشتنی بود و بیش از حد مردی را که ازش متنفر بود فراموش می کرد. همچنین دو مرد یک پیوند عجیب و غریب را ایجاد کردند که به شیوه ای راحت بود. مطمئنا Citix متعلق به گفتن است که خودش را نفرت دارد، اما او هرگز از سارا نفرت نداشت. خداوند، همانطور که می گویند، همه جا هست، برای محکومیت برای همیشه در دسترس بود، و آن این بود که او با انتقام آن را پذیرفت. برای اینکه عاشقش شد که هیچ راهی برای نشان دادن نداشته باشد، برای او به یک خروجی نیاز داشت، بنابراین او آن را تبدیل به نفرت شدید برای خدا کرد. اعتقاد غیر منطقی سارا به خدا، او را به شدت خراشیده کرد و علت جدایی او، هر چه بیشتر او را تشدید کرد. اما بعد از آن چیزی را نفرت دارد که وجود آن را تشخیص دهد. چطور می توان چیزی را که در آن وجود ندارد، متنفر می کند؟ البته، می توان یک ایده را متنفر کرد، اما پس از آن کسی به یک ایده صحبت نمی کند. با نفرت مبارک، روابط غير قابل شناختي با خداوند روبرو شد. او حتی اذعان می کند که من از شما متنفر نیستم، خداوند از شما متنفر است همانطور که شما وجود داشتید. »واقعا جالب است که بزرگترین فرمان برای مؤمنان برای دوست داشتن خدا نیست؟ اگر چنین است، پس از آن نفرت از خدا بزرگترین گناه است. در نهایت جامعهکسکس دعایی به خدا می کند و می گوید: \"خداوند، شما به اندازه کافی انجام داده اید، شما به اندازه کافی از من دور شده اید، من خیلی خسته ام و قدیمی هستم که یاد بگیرم که دوستش داشته باشی، همیشه مرا تنها بگذار @ نماز تسلیم شدن، نماز که خواستار بی حرمتی است نماز است با این وجود. در نهایت، او برخی از ظاهر ایمان از نفرت. نفرت ناشی از عشق بر اساس گناه است اگر تا به حال چیزی بود که من ایده اولیه را در نظر می گیرم که می تواند از رمان تفسیر کند، وقوع کنجکاوی است که چیزی مانند ایمان از چیزی مانند نفرت انگیز به نظر می رسد. این زنا ممکن است راه را برای دوستی هموار کند. چیزی مانند گناه می تواند عشق را ایجاد کند. که پایان می تواند منجر به یک شروع شود. گاهی اوقات زشت ترین چیزهایی که زیباترین هستند را تولید می کند.

مشاهده لینک اصلی
عشق در هوا و یا شاید نگرانانه سرکوب می شود - در ماه فوریه و ادبیات عاشقانه من ادامه می دهد با پایان امور، عاشقانه 1951 توسط گراهام گرین. این نخستین مواجهه من با داستانهای گرینز بود و در حالی که توسط نویسندگان مشهور بریتانیایی، معاصر پروس کلاسیک، زمان را مانند یک ساعت سوئیس تحت تأثیر قرار دادم، این رمان در داستان ضعیف است، اقدام فریبنده برای بازتاب روحانی ماندنی او. این افسانه ها از آشکار شدن به بی پایان ادامه می یابند و در نهایت من فقط می خواستم پایان کار به پایان برسد. تجربه خواندن این کتاب مانند گوش دادن به یک پیام پست الکترونیکی صوتی 192 صفحه ای از یک دوست پسر سابق است که در آن حرکت نکرده است. داستان شروع می شود در @ wet wet سیاه شب ژانویه در مشترک، در سال 1946 @ با راوی ما، رمان نویس موفق موریس جامعهکس، سیگنال یک لوموند همکار او را در باران تشخیص می دهد. این مرد هنری مایلز، یک خدمتکار دولتی است که سهم آن، همانطور که جامعهکس می بیند، از معاون وزیر در وزارت بازنشستگی به معاون وزیر در وزارت امنیت داخلی منتقل می شود. جامعهکس هنری را برای یک نوشیدنی از کنجکاوی مضر برای اخبار همسر هنری سارا، عاشق سابق خود که از سال ژوئن 1944 دیده شده است، نمی پذیرد و هرگز از دستش برنمی آید. همنشینی پر از دغدغه سرکوب شده به سختی است، هر دو برای سارا و شوهرش ترسناک، اما به عنوان یک نویسنده، توسط هنری به عنوان یک شنونده ارزشمند است. قابل استفاده یا عدم تمایل به در نظر گرفتن که دوستی Communitiesxs با همسرش ممکن است به یک عاشقانه تبدیل شده است، هنری دعوت برای رفتن به سارا به خانه خود بروید، در حالی که سارا برای پیاده روی است. او معتقد است که به شدت توسط ترس از همسرش ممکن است او را ترک کرده است شدید. او یک نامه مشترک را نشان می دهد که یک دوست یک کارآگاه خصوصی را توصیه می کند. کمکسکس پیشنهاد می دهد که این معامله را انجام دهد، عاشق @ عاشقان جالو هستند محترم تر، کمتر مسخره نسبت به شوهران حسادت. آنها توسط وزن ادبیات پشتیبانی می شوند. عاشقان خیانتکار غم انگیز هستند، هرگز کمیک ندارند. @ هنری نامه را میسوزاند و به جامعه میگوید که آنرا فراموش میکند، اما نویسنده آدرس خیابان ویگو را از کارآگاه خصوصی حفظ کرده است. مجموعهی عجیب و غریب حرفههای مورد اعتماد است. یکی از معتقدین وکیل، پزشک، وکیل، من فکر می کنم، اگر یک کاتولیک باشد، و اکنون در فهرست کارآگاه های خصوصی اضافه می کنم. ایده Henrys از سوی مشتریان دیگر مورد بررسی قرار گرفت کاملا اشتباه بود. این دفتر دو اتاق انتظار داشت و من به یکی از آنها پذیرفتم. این کنجکاو بر خلاف چیزی بود که شما در خیابان وگو می توانید انتظار داشته باشید - آن چیزی که از هوای فشرده در دفتر بیرونی وکالتسورها بود، همراه با انتخاب مجلدات خواندن در اتاق انتظار بود که بیشتر شبیه دندانپزشکان بود بازار هارپرس و زندگی و تعدادی از دوره های مد در فرانسه بود، و مردی که در من نشان داد، کمی مراقب بود و لباس پوشیدنی بود. او یک صندلی را به آتش کشید و درب را با مراقبت عالی بسته کرد. احساس می کردم یک بیمار هستم و فکر می کنم من بیمار بودم، به اندازه کافی برای درمان شوک معروف برای حسادت تلاش کردم. بعد از مصاحبه اش با کارآگاه خصوصی، جامعهکس به خانه برگشت و توسط خانم خانه اش مطلع می شود که از خانم مایلز . جلسه برای ناهار، Bendx مجبور سارا برای پیوستن به او در قوانین، رستوران قدیمی خود. سارا از جامعه جدا می شود و گاهی اوقات به شوهرش نگاه می کند، ممکن است نگران او باشد. جامعهکس توانسته است تا تلخی او را تحت الشعاع قرار دهد و او را راهنمایی کند تا یک سرفه را ببیند. وی با اشاره به یک مرد با یک پسر جوان در تماشای او و پس از بازگشت به خانه متوجه می شود که جامعهکس توسط این مرد نامگذاری شده است که نام پارکی است و توسط آژانس خبری برای گزارش دادن درباره آینده و وقایع سارا تعیین شده است. عاشق سابق خود زیبا و جذاب شوهرش، که در تابستان 1944 در یک مهمانی دیدار کرد و کنجکاو است برای مطالعه کتاب آینده. او از همسر هنری برای شام دعوت می کند تا از مغز او در مورد شوهر خدمتکار ناخوشایند خود بیرون برود. Walking Sarah Down Maiden Lane به ایستگاه لوله، جامعهکس بوسه بی ادبی را بدون هیچ گونه انتظار رفتن به رختخواب با او تحویل داد. وقتی نویسنده سارا را به نمایش فیلم بر اساس یکی از کتاب هایش دعوت می کند، بدون هنری می آید. پس از شام، موریس و سارا در یک کاسه پیاز عاشق می شوند. به غیر از خدمات نظامی به علت بدبختی، جنگ در اروپا به فضا برای وسوسه سیما برای سارا تبدیل می شود که از طریق حملات هوایی در لندن در ماه ژوئن 1944 اتفاق می افتد عاشقان نگرانی کمی از شور و شوق خود را در معرض هنری در معرض، اما با تحقق آنها است که در نهایت، این امر پایان خواهد یافت. آقای پارکیست تعیین می کند که سارا به یک آپارتمان در 16 سیدر جاده سرقت کرده است. اشتراکx یاد می گیرد که مستأجر یک خیابان خیابانی به نام ریچارد اسمیت است. مطالعهی خاطراتی که پارکیس دستانش را در بر میگیرد، متوجه می شود که سارا به سختی در رابطه با اسمیت زندگی می کند، اما به دنبال نجات معنوی است. او از گذشته و حال و آینده حسادت می کند. عشق او مانند یک کمربند قدیس قرون وسطایی است؛ تنها زمانی که او وجود دارد، با من، در من، او احساس امنیت می کند. اگر فقط می توانستم ...

مشاهده لینک اصلی
من این رمان را تا آنجا که می فهمم باید بر اساس دیدگاه های دوستان گران تر و محترم من عاشق کنم. پردازش بیشتر بدون تردید در پیش است تا پیش بینی بازنگری.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب پایان رابطه


 کتاب نان سال های جوانی
 کتاب فرزند نیل (دو جلدی)
 کتاب سلول 72
 کتاب سلام بر غم
 کتاب انسان طاغی
 کتاب سوء ظن