کتاب وضع بشر

اثر هانا آرنت از انتشارات ققنوس - مترجم: مسعود علیا-دهه 1950 میلادی

A work of striking originality bursting with unexpected insights, The Human Condition is a in many respects more relevant now than when it first appeared in 1958. In her study of the state of modern humanity, Hannah Arendt considers humankind from the perspective of the actions of which it is capable. The problems Arendt identified then--diminishing human agency and political freedom; the paradox that as human powers increase through technological and humanistic inquiry, we are less equipped to control the consequences of our actions—continue to confront us today.


خرید کتاب وضع بشر
جستجوی کتاب وضع بشر در گودریدز

معرفی کتاب وضع بشر از نگاه کاربران
این یک خواندن دشوار است، اگرچه در ابتدا ترسناکتر از آن چیزی است که در واقع وجود دارد. عقل Arendts به حداقل می اندیشد، و شیوه ای که در آن به بحث در مورد وضعیت انسان در عصر مدرن راه می یابد کاملا بر خلاف چیزی است که من تا به حال دیده ام - @ منحصر به فرد @ قطعا understatement است. او به طور کامل بحث در مورد نظریه های سیاسی و اجتماعی را بازنویسی می کند، اما این را به طریقی انجام می دهد که منطقی و طبیعی است. محدوده دانش او نفس گیر است، زیرا او همه چیز را از حقوق مالکیت یونان باستان به روزهای آسترو فیزیک روزمره می گیرد، و در این فرایند، دانش کارآمد یونانی، لاتین، آلمانی، فرانسوی و ایتالیایی را به نمایش می گذارد. بیشترین ارزش کتاب در آن است محتوا. علاوه بر آرندت، پیشنهاد انقلابی ویتا آتیوا (در مقایسه با ویتا معرفتاویا) به عنوان سه بخش جداگانه کار، کار و عمل شکسته شده است، او همچنین استدلال های پیشین را در هر یک از این سه دسته که می تواند کتاب را به دست آورد، ایجاد می کند خودشان بحث او درباره بردگی در یونان باستان و رم یکی از برجسته ترین بود. این کاملا شگفت انگیز بود که یاد بگیریم بر خلاف برده های مدرن که برای تولیدات وجود دارد، برده های قدیم عمدتا برای آزاد کردن اساتید خود از نیازهای روزمره (تعمیر و نگهداری روزمره مانند تمیز کردن و پخت و پز) وجود داشت. این تمایز به نظر نمی رسد بسیار در نگاه اول، اما به طور کامل تغییر شیوه ای که در آن این دو فرهنگ جداگانه در مورد کار و آزادی بشری فکر: عقیده که کار و کار در عهد باستان مورد نفرت قرار گرفت، زیرا تنها بردگان در آنها مشغول بودند، تعصب از مورخان مدرن. آدم های قدیم به دور از دیگران می اندیشیدند و به خاطر ماهیت وحشیانه اشغال ها که نیاز به نگهداری از زندگی را داشتند، نیاز به داشتن بردگان داشتند. دقیقا بر این اساس بود که موسسه برده داری دفاع و توجیه شد. ص 83 برای داشتن آزادی برای پیروی از اقدامات بشردوستانه (سیاست، معرفت، فلسفه)، آنها باید این بندگان را به بردگی درآورند. Arendts اسناد و مدارک این تغییر، شاید بخش قابل توجهی از کتاب است. من همچنین Arendts سبک نوشتن را دوست داشتم. اگرچه او تمایل داشت با بعضی احکام طولانی تر من را از دست بدهد، این معنای همیشه زمانی واضح است که شما زمان را برای تجزیه هر عبارت و کنار گذاشته اید. او دقیق است، اگر نه مختصر. او ظاهرا بدون تردید است؛ نه به طوری که او به طرز شگفت انگیزی به اندازه غول های فکری مانند مارکس، آدام اسمیت، بنتام، کانت و یا هر یک از استئوئیک ها یا اپیکورین ها، و نه بیش از اندازه فروتنانه، زمانی که کل توده فلسفه سیاسی را به یک جدید (و بیشتر مناسب) فرم همچنین، او به نظر می رسد به intuit که ایده های او پیچیده است و نه فورا نفوذ؛ برخی از مفاهیم در فصل های اول که شما را سرزنش سر خود را به طور آگاهانه پس از آن جزئیات بیشتر، بدون توجه بیش از حد به تکرار و تکمیل بیشتر. آن را به عنوان اگر او می دانست که شما نمی خواهید هیچ ایده ای را که او در مورد اولین بار صحبت می کرد و می خواست به غیر قابل چشم پوشی به شما کمک کند، اجتناب از هر گونه خجالت در مورد شما. من بزرگترین مشکل کتاب این است که عدم اهداف مشخص شده و یا دید کلی تئاتری. من می دانم که او قبلا ذکر کرده بود که ایده این بود که مردم را به فکر کردن بیشتر بگذارد و بتوانم به آن احترام بگذارم. اما من با چیزی که او در واقع پیشنهاد می داد اشتباه گرفتم. من متوجه شدم که او به نظر می رسد ارزش عمل بالاتر از هر دو کار و یا کار، اما او در محکوم کردن برخی از نتایج بدتر از اقدام غیر برنامه ریزی (غیر قابل پیش بینی، غیر قابل برگشت بودن) کاملا روشن بود. به نظر ارسند، پس چه، مدل منطقی برای پیروی است؟ یا فقط در مورد طبقه بندی مناسب تر این ایده ها وجود دارد؟ مقدمه (که من توصیه می کنم بعد از متن خود خواندن) این مسئله را حل می کند، اما این موضوع به طور کامل آن را حل نمی کند. در کل، نابغه بحث خود را بیش از آن را برای این فقدان تشکیل می دهد، و در واقع، احتمالا او قصد داشته باشد. Cross-posted در فیلم Bad Bad فیلم و بررسی کتاب. @ blakerosser1

مشاهده لینک اصلی
Arendts کتاب شاهکار فلسفه مدرن است. مانند هر شاهکار، به خصوص فلسفه و حتی بیشتر به خصوص فلسفه مدرن، این اشتباهات بسیار خلاصه می شود. در این کتاب او بر تاریخ اندیشه غرب از یهودیان یهودی، یونانیان و رومیان تا مارکس و نیچه ترسیم می کند تا به عنوان عنوان آن را «شرایط انسان» تشخیص دهد. تقریبا هر صفحه با بینش پر می شود به چه معنی است که انسان باشیم؟ او از طریق سنین به سرعت حرکت می کند، ما را به ایده هایی می اندازد که شیوه زندگی مدرن و شیوه ی خودمان را به نمایش گذاشته اند. و در نهایت با جایی که در آن هستیم به پایان می رسد و به همین دلیل است که ارزیابی مجدد انسانیت خودمان در حال حاضر فزاینده تر از همیشه است (و در حال حاضر حتی بیشتر فشار از زمانی که آرنت کتاب را نوشت): بدترین ترس ما تحقق یافته است. انسان به طور همزمان به حالت یک حیوان تبدیل شده است - یک دستگاه بیولوژیکی بدون ارزش پایدار - و به جای یک خدا - قادر به از بین بردن دنیاها است. حالا چه کار کنیم؟ توصیه می کنم که همه این کتاب را بخوانند - و هر کلمه را عمیقا درک کنند.

مشاهده لینک اصلی
اگر من بتوانم یک کار فلسفی را توصیه کنم، Id به این کتاب باشکوه تبدیل می شود. و از بسیاری از متون جالبی و تاثیرگذار فلسفی از قرن بیستم، این یکی از مهمترین و مهمترین آنها در همه ی موارد است، زیرا با سیر و سلوک ما، مشکلات و هراس های ما، به سادگی و با سادگی می توان گفت. به طور خلاصه ایده های ما و رهبران ما (دولت ها) ما را شکست داده اند. آرنت می گوید، علی رغم روحیه نگرانی همتایان آلمانی اش (به ویژه هایدگر و آدورنو، هر یک از نمایندگان احساس بدبینانه ای مخالف)، نمی فهمید که امید وجود دارد. و امید وجود دارد، زیرا برای آرنت، اینطور نیست که ما روش بسیار مهمی را که تفکر فلسفی با فعالیت انسانی (زندگی، ساختن و ساختن چیزها و تلاش برای زندگی با هم) مرتبط است را درک نمی کنیم. درحالی کهphenomenologically @ آگاهی انسان را به عنوان منبع تمام فعالیتهای فلسفی قرار داده است، آرنت بیشتر واقع گرایانه و عملی است: فلسفه با زندگی ما آغاز می شود. هر فلسفه ای که پایه هایش را در شرایط انسان فراموش می کند، به سادگی اشتباه است. Arendt نیچه با یک قلب بزرگ است. با @ وضعیت انسان، آرنت از نفوذ فوری خود (هگل، نیچه، مارکس، هایدگر) و همتایان برجسته اش (سارتر، آدورنو، ویتگنشتاین، راسل) جلوتر است. و تنها رقیب واقعی اوست؟ برآورد من: امانوئل کانت.

مشاهده لینک اصلی
یک رویکرد بسیار منحصر به فرد به فلسفه، به آرامی آن را بیان می کند. زندگی انسانی را به سه حوزه تقسیم می کند: کار، عمل و کار. تکامل این سه مفهوم را با استفاده از نمونه های تاریخی از فلسفه شرح می دهد. یک کتاب آسان نیست، بلکه بسیار تحریک کننده است.

مشاهده لینک اصلی
چند ماه خواندن این کتاب را سپری کردم، و من آن را دوست داشتم. آنچه که بیشتر درباره خواندن آن بیشتر است، تغییرات است. احتمال تغییر. چگونه جهان تغییر کرده است و چه چیزی باعث تغییرات آن می شود. راه همه چیز متصل است، فلسفه، علم، معنویت، و راه تغییر یک دیدگاه، نتیجه های بسیاری را به ارمغان می آورد. برای تحریک کردن خواندن، به طور کامل ارزش تلاش، هر صفحه شما را با توجه به چیز زیادی می کند. این امر به زندگی روزمره و آنچه که در جهان اتفاق می افتد، اعمال می شود. من خیلی زیاد تأکید کردم، اما بعضی از موارد مورد علاقه من را در اینجا بنویسید:Power همواره همانطور که می گویند، یک پتانسیل قدرت و نه قابل تغییر، قابل اندازه گیری و قابل اعتماد نیست، مانند نیروی یا قدرت. در حالی که قدرت کیفیت طبیعی فردی است که در انزوا دیده می شود، قدرت بین مردانی که با یکدیگر عمل می کنند، از بین می رود و لحظه ای که آنها پراکنده می شوند، از بین می رود. @ یکی دیگر از قدرت: @ قدرت تنها زمانی اتفاق می افتد که کلمه و عمل، جایی که کلمات خالی نیست و اعمال بی رحم نیستند، جایی که کلمات برای رسیدن به اهداف مورد استفاده قرار نمی گیرند، اما برای افشای واقعیت ها و اعمال مورد استفاده قرار نمی گیرد تا نقض و تخریب شوند، اما برای ایجاد روابط و ایجاد واقعیت های جدید. کشور من، به این دلیل که دقیقا همان چیزی است که او می گوید، در مقابل آن است: کلمه و عمل، شرکت را ترک کرده اند و سیاستمداران یک چیزی گفته اند: هر روز تراژدی اتفاق می افتد و توضیح داده نمی شود و کلمات خالی هستند و اعمال بی رحمانه هستند بسیاری از مردم ناپدید شدن و یا در حال مرگ در هر روز. واژه ها تنها توسط سیاستمداران برای تسخیر هدف ها مورد استفاده قرار می گیرند، و اعمال برای تخریب و نابودی بسیاری از جانوران مورد استفاده قرار می گیرد. اما من با یک لحن مثبت بیشتر پایان خواهم داد: @ این واقعیت که انسان توانایی عمل دارد بدین معنی است که از او انتظار می رود غیر منتظره باشد که او قادر به انجام آنچه بی نهایت غیر ممکن است. و این دوباره فقط ممکن است به این دلیل است که هر انسان منحصر به فرد است، به طوری که با هر تولد، چیزی منحصر به فرد جدید به جهان می آید. با توجه به این کسی که منحصر به فرد است می توان گفت واقعا هیچ کس آنجا نبود. بنابراین بله، همیشه امکان تغییر وجود دارد و این چیزی است که به من امیدوار می شود که همه چیز همیشه بهتر شود، زیرا همه ما احتمال تغییر همچنین، من دوست دارم که چگونه قدرت را از قدرت جدا می کند، و اینکه چگونه قدرت بیشتر از مجموعه ای از افراد با یک دیدگاه مشابه است. این قدرت واقعی است. و همچنین امیدوارم که در وحدت باشد. یک کشور می تواند قوی تر شود بدون توجه به نقص یا مشکالت آن همیشه امکان دارد که از مشکلات آن بهتر باشد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب وضع بشر


 کتاب رودهای ژرف
 کتاب ریشه های آسمان
 کتاب درس و آوازخوان طاس
 کتاب مرید راستین
 کتاب انتخابات الویرا
 کتاب ماندارن ها