معرفی کتاب مالون می میرد

اثر ساموئل بکت از انتشارات نشر ثالث - مترجم: سهیل سمی-دهه 1950 میلادی

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ چهارشنبه 22 آذر 1396
Written and published in French in 1951, and in Samuel Beckett’s English translation in 1956, Malone Dies is the second of his immediate post-war novels, written during what Beckett later referred to as ‘the siege in the room’.

‘Malone’, writes Malone, ‘is what I am called now.’ On his deathbed, whittling away the time with stories and revisions of stories, the octogenarian Malones account of his condition is contradictory and intermittent, shifting with the vagaries of the passing days: without mellowness, without elegiacs; wittier, jauntier, and capable of darker rages than his precursor Molloy. Malone promises silence, but as a storyteller he delivers irresistibly more.


خرید اینترنتی کتاب مالون می میرد
معرفی کتاب مالون می میرد
جستجوی کتاب مالون می میرد در گودریدز

معرفی کتاب مالون می میرد از نگاه کاربران
525. Malone meurt = Malone Dies (The Trilogy #2), Samuel Beckett
عنوان: مالون می‌میرد - ساموئل بکت (پژوهه، نیل، ثالث) ادبیات ایرلند؛ تاریخ نخستین خوانش: ماه اکتبر سال 2004 میلادی
با ترجمه: محمود کیانوش؛ نشر نیل، 1347، در 202 ص
با ترجمه: مهدی نوید؛ تهران، پژوهه، 1383، در 198 ص
با ترجمه: سهیل سمی؛ تهران، ثالث، 1388، در 180 ص
شابک: 9789643805661؛
ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
@بالاخره به رغم همه چندی دیگر واقعا می میرم شاید ماه بعد آن وقت یا ماه آوریل است یا ماه مه چرا که تازه اول سال است. این را از هر نشانه ی کوچک میفهمم. @

راوی داستان، شخصی افلیج، روز به روز به مرگ نزدیک میشود و به تختی در مکانی نامعلوم بسته شده است. شاید اگر میخواست میتوانست خود را از تخت جدا کند. اما ترجیح میدهد که تن به روزمرگی زندگی خود دهد و تنها از زندگی کردن غذا خوردن و ادرار کردن را بفهمد. چیزی از گذشته نمی داند. شاید ضربه ای به سرش خورده و شاید فراموشی گرفته است. گویا از دنیایی ورای این زندگی طبیعی آمده و هیچ از ابتدای خود نمی داند. همه ی انسان ها چنین هستند. شاید این انسان ها تقاص گناهانشان را پس میدهند. مالون در حالی که می میرد تصمیم به نوشتن چهار داستان می گیرد و تا مادامی که مدادش می نویسد ادامه می دهد. همانطور که مالون می میرد قلمش نیز تحلیل رفته و روایتش از هم می پاشد.
بکت با مرگ مالون خود زندگی پوچ انسان ها را تقلید کرده و به سخره میگیرد. سفر های بینامتنی در دنیای پست مدرنیستی مالون، خواننده را قادر می سازد که به عمق فاجعه ی زندگی بشریت قدم بگذارد و منتظر آن اتفاق غایی باشد. آن اتفاق که شاید میخواست گودو را با خود در نمایشنامه ی در انتظار گودو به همراه آورد، اما انتظاری پوچ و عبث بود. مالون نیز منتظر مرگ خود است اما در همین انتظار است که می فهمد انتظار است که پوچ است.
درون مایه آبزوردی که در تمام آثار بکت به چشم میخورد، کمک بسزایی برای رساندن مفاهیمی چون مرگ، خستگی، نا امیدی، حواس پرتی، غم و اندوه، زوال و تکرار، و بیگانگی از خویشتن و انزوای بشری را نشان میدهد.
صحبت کردن از بکت و آثارش در چند خط، کاری بی نتیجه است. چرا که میتوان تنها برای یک اثر او از جنبه های مختلفی ساعت ها به نقد و بررسی نشست.

ترجمه ی جناب مهدی نوید فوق العاده بود...

مشاهده لینک اصلی
@Τίποτα δεν είναι πιο πραγματικό από το τίποτα@.
Ο Μαλόν πεθαίνει (1951)


Ένα απο τα πιο δυνατά βιβλία που έχω διαβάσει ως τώρα.

Γραφή,αφήγηση,πλοκή,δράση,
εφιάλτης.. καθιερώνουν τη δύναμη του,την καθιστούν υπεράνω κάθε αναγνωστικού δυνητικού ερωτήματος διάκρισης ανάμεσα σε αλήθεια και μυθοπλασία.

Μια παράνοια ζει και βασιλεύει σε όλη την τραγική εξέλιξη της ιστορίας.

Δεν υπερέχει η σαφήνεια μα ούτε και η ασάφεια ανάμεσα στον Μαλόν που αφηγείται τα γεγονότα και στην επαλήθευση των γεγονότων αυτών.

Σαφώς αποτελεί συνέχεια και επανάληψη της ιστορίας του Μολλόυ με τη μόνη διαφορά πως εδώ οι δυο ήρωες που μονολογούν αναμειγνύονται σε ένα πρόσωπο.

Ωστόσο δεν υπάρχει δυνατότητα αποσαφήνισης μεταξύ επανάληψης ή αναβίωσης και σίγουρα μέσα σε όλη την παράκρουση ο Μπέκετ τονίζει θαυμαστά την ικανότητα του λόγου να συλλάβει ως σκεπτικό,με αιτία και αποτέλεσμα την απόλυτη παράνοια.

Εδώ,ανάμεσα στον Μαλόν και τον Μακμάν που είναι ένας χαρακτήρας,παρεμβαίνουν εμβόλιμα οι αμφιβολίες πως ίσως να μην είναι το ίδιο πρόσωπο.
Όμως,έτσι κι αλλιώς (κατά την άποψη μου) δεν υπάρχει διαφορά στην εξέλιξη και την κατανόηση είτε είναι,είτε όχι.
Αυτός είναι ο κόσμος του Μπέκετ,δεν υπάρχει αλήθεια και ψέμα και αν υπάρξει δεν παίζει σπουδαίο ρόλο στο μυθιστόρημα.

Διαφορετικές ανατυπώσεις της ίδιας δυστυχισμένης και πάνσοφης ιστορίας. Ελάχιστες διάφορες στη λεπτομέρεια δημιουργούν μια αριστουργηματική και καταθλιπτική Σισύφεια αναγνωστική μαγεία.

Ο Μπέκετ δεν δύναται να διαβαστεί όπως τα βιβλία με απροβλημάτιστο υλικό πλοκής και άμεση κατανόηση της γρήγορης εξέλιξης της ιστορίας.

Αν γίνει έτσι, σίγουρα αυτό το αριστούργημα θα χαρακτηριστεί πληκτικό,ανιαρό,αηδιαστικό και ανούσιο.

Πρέπει ο αναγνώστης να το καταπιεί γουλιά-γουλιά σαν ελιξίριο συλλογιστικής εμπειρίας ζωής.

Και κάθε φορά που θα γεύεται πνευματικά και ψυχικά την ουσία των πραγμάτων να επανέρχεται ξανά και ξανά πίνοντας αργά τη συναρπαστική τέχνη του συγγραφέα.

Έτσι μόνο θα κατορθώσει να απολαύσει την ισχυρότητα και τη δυνατή σοβαρότητα του βιβλίου.

Παρά το γεγονός της βίαιης επίδρασης που ασκείται στον αναγνώστη, ο Μπεκετ καταφέρνει να σε αδειάζει και να σε γεμίζει απο πόνο και ελπίδα ταυτοχρόνως.

Τη στιγμή που αναγνωρίζεις μορφές και καταστάσεις προσπαθώντας να συνειδητοποιήσεις το βάθος του συναρπαστικού λόγου,την αμέσως επόμενη στιγμή σε πετάει σε επιφανειακές και συνηθισμένες επιδιώξεις σκέψης.
Όμως ο μαέστρος το καταφέρνει χωρίς να χάνεις καθόλου σε αυτή τη μετακίνηση το ενδιαφέρον σου προς οποιαδήποτε κατεύθυνση.

Ο Μαλόν είναι μια διδαχή,μια πρόκληση,ένα άλλο είδος εμπειρίας. Φτάνει με την μύτη του μολυβιού που κρατάει μέχρι το μεδούλι. Σου καίει την ψυχή. Σου τσεκουρώνει το μυαλό.
Είναι απο τις εμπειρικές αλήθειες ζωής που όλοι μας ενδόμυχα αρνούμαστε να παραδεχτούμε ακόμη και στον ίδιο μας τον εαυτό.

Θα χαρακτήριζα τη γραφή του Μπέκετ πονηρή, βλάσφημη,τροπαιοφόρα παγίδα συνειδήσεων και αντιλήψεων.
Έτσι φαίνεται αρχικά,έτσι μοιάζει επιφανειακά.

Στην ουσία όμως είναι ίσως ότι πιο γνήσιο έχει γραφτεί ποτέ.

Είναι ενάντια σε κάθε πλαίσιο άρνησης, σε κάθε μορφή καταδίκης,περιθωριοποίησης και θανάτου.
Είναι ωδή στην ελευθερία
σκέψης-λόγου, στην πραγματική αγάπη,την ανθρωπιά και τη λύτρωση απο κάθε καταδυνάστευση.

Καλή ανάγνωση!!
Πολλούς ασπασμούς.

مشاهده لینک اصلی
مرگ یک رویداد دیجیتال است و زندگی و مرگ نتایج دوتایی است. یکی زنده است یا یکی مرده است واقعا بین اینها وجود ندارد. مرگ یک ایالت با 100 درصد اطمینان است. البته داستان هایی از قیام وجود دارد، اما این ها توسط ایمان، اطمینان نیستند. ما همچنین ایالت هایی را به عنوان «مرگ و میر» کلاسیک تعریف می کنیم، زمانی که خون و تنفس متوقف می شوند، زیرا قلب بی نهایت ضرب و شتم است. مهم نیست که چطور کارکرد قلب ناشیانه است و یکی هنوز زنده است. نه مرده است. از سوی دیگر، اطمینان کامل از زنده بودن تنها در لحظه ای که فقط گذشت منتهی شده است. در غیر این صورت ما باید زندگی با آینده ی یکسانی را براساس احتمال هایی که در آیندۀ آینده ما به تدریج کاهش می یابد، قبول کنیم. یک فرد متولد شده همچنان زنده است، حتی اگر شانس مرگ ناگهانی بالا باشد. به همین دلیل است که عنوان این رمان من را متعجب کرد. مالون مورت / میمیرد Malone se meurt / در وضعیت یا شرایط مرگ است، یا Malone est en train de mourir / Malone در حال مرگ است یا Malone va mourir / در حال مرگ است. حتی مالون ونت د موریر هم نیست. نه، این دقیقا همان لحظه ای است که می گوید اتفاق می افتد. و در عین حال، رمانی درباره ملون است که زنده و آگاه است. آیا این عنوان نیست که ما نمی دانیم، در حالی که خواندن او را \"برای او در کتاب خود (دفترچه ی Proustâ € ™ s) یادداشت می کند که ما در حال خواندن است\" که احتمال مرگ او تسریع می شود. در واقع، شخصیت های دیگر ذکر کرده اند که مرگ احتمالی پیش بینی نشده است، پیش از او می میرد. و زندگی ما شاهد در واقع غنی است. مهم نیست که او به نظر می رسد رفته و در حرکاتش محدود است. او دارای تخیل قوی است و داستان هایش را می سازد: داستان هایی در مورد چند نفر، در مورد چیزها و در مورد یک حیوان. یا ممکن است او آنها را اختراع نکند، زیرا آنها در ذهن خود ساکن هستند، نه کمتر از سایر اتفاقات و احساساتی که بخشی از زندگی او هستند. زندگی در ذهن است، به عنوان تغذیه و تقویت شده توسط قلب. نوشتن یک زندگی یک راه برای مدیریت زمان است که هنوز زنده است، در حالی که در آن زمان، زمان به ما تعلق دارد یا زمان زندگی یک نفر می شود (jâ € â € œ leit temps). نوشتن نیز راه انداختن مرگ است حتی اگر آن را از بین ببرد و اجازه عبور آن را بدهد (à ‡ a passait le temps). یا آن را بازیابی کنید، همانطور که بکت باید فکر کند که پروست انجام داده است. مالون حتی فکر می کند که حتی اگر او فکر می کند که او در حال مرگ است، او با نوشتن خود است، همه ما را غرق می کند (je mangeais lâ € \"univers). اما هویت Malone، بدون توجه به آنچه که در \"â € ~Cahierâ € ™ آن را می نویسد، در جریان است. همانطور که دوستان من GR Renato اظهار داشتند، این نام به نظر می رسد â € ~Iâ € ™ m aloneâ € ™، و یا فیوز به موجودات دیگر که نام آن با M: Malone، Molloy، Mercier، Morand، مورفی، .. Mort. حتی اگر عنوان در شخص سوم بیان شود، نوشتن در I-mode است. اما یک \"آن\" که گاهی اوقات دیگر می شود. تا زمانی که آن را به رودخانه می رسد که در آن عبور نیز نتیجه دودویی را به ارمغان می آورد. حتی اگر مالون می میرد، نمی توانم درباره مرگ حرف بزنم؛ فقط در مورد زندگی و تخیل. بنابراین نوشتن متوقف می شود. این عنوان در انتها اتفاق می افتد. در انتها همیشه اتفاق می افتد.

مشاهده لینک اصلی
گوهر دیگری از ساموئل بکت، جهان بکت است غنی، غریب، سورئال و استعاری است که شما را به هسته ای از وجود شما متهم می کند. بدبختی از طبیعت بشر است، همانطور که محکوم است، احساس پوچی بیش از زندگی، وجود وجود انسان را به نقطه ای می رساند که وجود یک انسان به هیچ چیز غلبه نمی کند؛ با این حال زندگی ما شاهد غنی است، اما مرگ قطعی مطلق است (حداقل تا آنجایی که ما توانستیم جهان ما را تا به امروز درک کنیم)، و تمام تلاش طبیعت بشر برای درک مفهوم پشت سر آن است.

مشاهده لینک اصلی
â € œ و اگر من دوباره ایستادن، که از آن خدا نگه داشتن من، من فکر می کنم من بخشی قابل توجهی از جهان را پر کنید، آه نه بیشتر از دروغ گفتن، اما بیشتر قابل توجه است. برای این چیزی است که من اغلب متوجه شده ام، بهترین راه برای بی توجهی کردن این است که تخت خواب و حرکت نمی کند.\nاین باید یک کسب و کار یکنواخت، مرگ، نه مرگ ناگهانی، بلکه مرگ آهسته بیمار یا سالخوردگی - اگر شما به طور ناگهانی می میرند، این چیزی است که برای شما اتفاق می افتد و شما مجبور نیستید با آن برخورد کنید، چون پیش از این می دانید که می خواهید، می دانید، مرده است. اما کجا می دانید که می خواهید در یک لحظه از بین برود، رختخواب می گیرید و نمی توانید کاری انجام دهید؟ تقریبا یک عمل می شود، شما باید خودتان آن را آماده کنید، زمان به آرامی می رود و نه خیلی برای عبور از آن - ممکن است مجبور شوید روش هایی را برای گذراندن زمان ایجاد کنید یا افکار خود را قبل از اینکه بمیرید به شما نشان می دهد ... و به همین دلیل است که عنوان کتاب از مرگ استفاده نمی کند بلکه چیزی است که اتفاق می افتد، مالون می میرد. و به همین ترتیب، ملون، یک پیرمردی که در رختخواب خود به رختخوابش رسیده بود، برای مرگش منتظر است. مانند بسیاری که در موقعیت خود قرار دارد، هیچ کس به صحبت کردن با آن ها نمی پردازد؛ چرا که افراد بسیار مضطرب، اغلب خود را در جامعه کم و بیش می یابند. مالون شروع به توجه بیش از حد به چیزهای بی اهمیت می کند تا اینکه بی تفاوت به زندگی تبدیل شود، زیرا فردی می تواند انتظار داشته باشد کسی در موقعیت خود باشد. او در مورد مالکیت های خود - وسایلی استوار، چوب، بستر و غیره وسواس است. این انتظار و آماده شدن برای مرگ باید یک فرد را به تنهایی بگذارد - چه کسی یک نفر را در اطراف نگه می دارد، برای مراقبت از یک نفر، چرا که تنها فرد متوفی نوع رنج را می داند / او در حال گذر است - با تمام خاطرات مضطرب، آگاهی مستمر تحقیر آمیز از چیزهای ساده (پیاده روی، صحبت کردن و غیره) دیگر نمیتواند انجام شود و ایده مرگ خود، آخرت آن با تمام اضطراب، ترس، ناامیدی و دیگر احساسات سادات - با نام های فانتزی که ممکن است هیجان زده شوند. از آنجایی که اکثر مردم نگران این هستند که اگر بخواهد این موضوعات را تحریک کند، حتی توهم شرکت نیست. و در هر حال، در رنج ما همیشه تنهاییم \"- حتی اگر ما با افراد مبتلا به همان چیز است. و پس چگونه Malone با تمام این معاملات؟ او باهوش است، می داند باید خودش را اشغال کند و بنابراین تصمیم می گیرد که داستان های خود را به او بگوید. داستان ها را نمی دهند، بلکه به ذهن خودشان می گویند، با توضیحات مناسب و همه چیز. آیا این داستان به نوعی مربوط به زندگی او است؟ احتمالا، آیا تا به حال یک داستان است که در مورد راوی خود چیزی نمی گوید؟ از آنجایی که ما در آگاهی او هستیم، می بینیم که داستان او با خاطراتش، واکنش او نسبت به چیزهایی که در اطراف او اتفاق می افتد ناراحت شده است. داستان های او ناتمام باقی مانده است، اما این بی اهمیت است - بعد از آن همه کسانی که زیاد بخوانند تماشای بسیاری از تلویزیون ها یا درست مانند چیزهای تصور کنید، می دانید که داستان ها می گویند که به پایان نرسیده اند، اما زمان گذشت زمان در انتظار صبر و حوصله ی ابدی به نام زندگی است. â € œ و اگر من تا کنون متوقف صحبت کردن آن خواهد بود به این دلیل که چیزی وجود دارد بیشتر صحبت نمی شود، حتی اگر همه گفته نشده است، حتی اگر چیزی گفته شده است.

مشاهده لینک اصلی
Malone Dies by Samuel Becket آثار بکت، رویای مرطوب افسرده است. یک راوی خالی که شخصیتی است که ممکن است و یا شاید نمی تواند فانتزی از تخیل او باشد، جو متمایز است که باعث می شود شما احساس می کنید که درون یک مرد در حال مرگ، ترس از مغز و وعده شکسته در مورد یک داستان در مورد یک سنگ است. با این حال، بکت خوب است. شما بکت را بررسی نمی کنید

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب مالون می میرد


#ادبیات فرانسه - #جایزه نوبل ادبیات - #ادبیات ایرلند - #داستان فلسفی - #ادبیات مدرن - #دهه 1950 میلادی - #انتشارات نشر ثالث - #ساموئل بکت - #سهیل سمی
#انتشارات نشر ثالث - #ساموئل بکت - #سهیل سمی
کتاب های مرتبط با - کتاب مالون می میرد


 کتاب رودهای ژرف
 کتاب خانواده موسکات
 کتاب آخر بازی
 کتاب در راه
 کتاب مالوی
 کتاب درس و آوازخوان طاس