کتاب دزیره

اثر آن ماری سلینکو از انتشارات صدای معاصر - مترجم: پرویز شهدی-دهه 1950 میلادی

First published in 1953, this riveting true-life tale comes to life in diary form, giving readers an inside glimpse at the young Napoleon and his family. Désirée is enchanted by the young officer, and he asks her to marry him. But he must leave for Paris, where he meets his eventual wife Josephine. A heartbroken Désirée is unsure shell ever find anyone again. A love story, but so much more, Désirée is the tale of a simple merchants daughter who ends up with a kind of royalty she never expected: an unforgettable story just waiting to be reborn.


خرید کتاب دزیره
جستجوی کتاب دزیره در گودریدز

معرفی کتاب دزیره از نگاه کاربران
گاهی اوقات بزرگترین پاداش ها در زندگی از انجام کارهایی که بیشتر از همه به ما صدمه میزند به دست می آید

به گمانم این جمله بیشتر از همه در وصف ناپلئون بناپارت صدق کند . او خانواده اش و عشق اولش دزیره را فدای هدف های آرمانی اش در جهت کشور گشایی کرد . قبل از خواندن @دزیره@ انتظار داشتم شخصیت ناپلئون فردی باشد که قرار است من او را بستایم اما 300 صفحه ی اول دزیره که تمام شد در بهت تنفرم از تصمیم های ناپلئون ماندم . خدایا ! این واقعیست ؟ آیا این همان ناپلئون معروف است ؟ ناپلئون بناپارت ؟ به راستی او این همه سرزمین را میخواست چه کار ؟ این همه ثروت را ... ؟ او که همه ی خوشبختی و شادی را از خانواده اش گرفت ! از خودش نیز ! از مردم نیز ! هیچ کس به راستی راضی نبود . پس چه در آن مغزش میگذشت ؟
دزیره : آقا به راستی میخواهم این شمعدان ها را برسرتان بکوبم .

اینجا بود که به دزیره افتخار کردم . (بگذریم از اینکه این جمله ی ناگهانی اش وسط آن بحث بسیار جدی اش به قدری من را خنداند که از شدت خنده از روی تخت بر زمین افتادم ) زمانی که این جمله را به ناپلئون گفت . و زمانی که گفت : بر سر من داد نزنید آقا من از شما نمیترسم .

هرچند که دزیره هرگز قهرمان من نخواهد بود . این دختر چه زمان هایی را که بیهوده تلف نکرد . انگار زندگی هیچ چیز جالبی برای فراگرفتن نداشت . خداوند برنادوت را خیر دهد که او را مجبور به یاد گیری و کتابخوانی میکرد . هر چند که من برنادوت را بسیار دوست میدارم اما هرگز نخواهم توانست درک کنم که چرا دزیره تن به ازدواج با او داد . تصورم این است که هرگز هم درک نخواهم کرد .
هنوز مانده ام که آن زنبور ها دیگر چه صیغه ای بود ! ناپلئون به راستی میفهمید که چه میکند ؟

مشاهده لینک اصلی
لباس ها. ماتیک های قرمز و صورتی. ندیمه ها و خدمت کاران. مرد هایی که همیشه در جنگ و جبهه ها به سر می برند. زن هایی که دستهایشان در اول ملاقات بوسیده می شود. ولایتعهدی و والاحضرتی. اتفاقاتی که برای این نسل فقط افسانه منظور می شود. همه ی این ها در این کتاب به چشم می خورند.
مسلما پس از پایان کتاب صفحه ی اول را باری دیگر بخوانیم متوجه شگفتیِ اتفاقات روزگار خواهیم بود.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب دزیره


 کتاب از قصر تا قصر
 کتاب سقوط آزاد
 کتاب مرگ کسب و کار من است
 کتاب من که حرفی ندارم
 کتاب علف ها آواز می خوانند
 کتاب روزگاری جنگی در گرفت