کتاب آخر بازی

اثر ساموئل بکت از انتشارات قطره - مترجم: عطا الله نوریان-دهه 1950 میلادی

Endgame بعد از نوعی فاجعه آخرالزمانی تنظیم می شود (هرچند ما هرگز جزئیات را نمی دانیم). هام، خدمتکار کلوف، پدرش ناگ و مادرش نل در خانه Hamms به دام افتاده اند. بکت، یک هوادار شطرنج معتبر، موازی بین پایان بازی شطرنج در مراحل نهایی زندگی را دید. او متوجه شد که مرگ نتیجۀ نهایی است و صرف نظر از اینکه چگونه شخص بازی می کند، او مرد خواهد شد. Endgame، که در اصل به زبان فرانسه نوشته شده است و توسط بکت خود به زبان انگلیسی ترجمه شده است، توسط بسیاری از منتقدان به عنوان بزرگترین تک کار خود در نظر گرفته شده است. سر و صدا از بکتز ویژگی مینیمالیسم خام است، تقطیر خالص و ویرانگر جوهر انسانی در مواجهه با نزدیک شدن به مرگ است.


خرید کتاب آخر بازی
جستجوی کتاب آخر بازی در گودریدز

معرفی کتاب آخر بازی از نگاه کاربران
لا أقواس قزح في أعمال @بيكيت@ العظيم، أول عبارة تنطق بها شخصية @كلوف@ في أول سطر من نصه المسرحي هي تلك : @انتهت، لقد انتهت، ربما على وشك النهاية@..
إنما الجوهر الايجابي لسيرورة الحياة، العاصي بتصوّره على التجلّي أمام الانسان بفقدانه للوسيلة و القدرة على إدراك حقيقته و معنى وجوده، يدلّل @بيكيت@ على إمكانيته، بإلماحٍ عبر هذه ال(ربما) التي يقحمها بعد التوكيد بتكراره لكلمة (انتهت) مرتين، فيوظّفها ليخفف من وطأة يقين الانسان بنهايته الحتمية، لتصبح ال(ربما) دالّة على أمل ينبعث من هامش الحيرة المولّدة للشك الذي يفرضه الحاضر.
هو أمل ذكّرني بذاك الذي ساور @محمود درويش@ العظيم في (لا أريد لهذه القصيدة أن تنتهي):
@بي أملٌ يأتي و يذهب، لكن لن أودّعه@...

المسرحية تراجيكوميديا على صورة محنة الانسان الوجودية، وفيّة لعبثية و فوضوية الوجود في تصور @بيكيت@.
فشخصيات المسرحية مضطربة، غريبة الأطوار، تعيش في عزلة. حياتها الفارغة انتظار و قلق و لغزيّة، حياة فرضت عليها لا تعيشها..
في عالم @بيكيت@، الحياة يمضيها الانسان بمحاولة تجاوز الوقت و الهاجس الزمني الذي يأسره (الساعة الوحيدة في الغرفة معطّلة، تشير إذاً الى ذات الوقت) و مواجهة اللامنطق بالثرثرة.. الثرثرة دلالة انعدام التواصل الاجتماعي، و هي فعل انتظار، ترقّب نرقّعه بالتمتمة، واسطة الفرد للاستمرارية في تجنب دائم لهواجس يفرضها وعيه قبل انهياره الأخير. أي الثرثرة بما هي انعكاس لخواء، لفراغ عالق فيه (ذاك الفراغ- العدم الذي حذّر منه @نيتشه@، إن راقبته مطولاً سيبتلعك)، و عجزه عن إدراك المبتغى و النهاية و الحقيقة المطلقة..
بمعنى آخر، @لن تستطيع الحياة إذا كنت تبحث عن معنى الحياة@ كما ردّد @البير كامو@ في روايته @الغريب@.. تضحى هذه الثرثرة متنفّس تعبيري، صداً صوتياً لتكرارية أفعاله، يرافقها اجتراره لمخزون وعيه و ذاكرته بغير ترابط .. انما يوحي لك @بيكيت@ في نهاية العمل، في خضمّ هذه الفوضى المضطربة الخالية من منطق و تناسق، بأن غموض هذا الوجود اللصيق بثقل العدم، هو بذاته بصيص أمل.
ضعيف، لا يمكن تجسيده، وليد رغبة دفينة، يتراءى للفرد دون أن يلمسه لأنه لا يفهمه، لكنه أمل. يشي بهدف ضبابي لا تجلّي واضح له، يعجز بعد عن إدراكه ..

ليست @نهاية اللعبة@ أشهر أعمال @بيكيت@ المسرحية، لكنها الأكثر تجلّيا و وضوحا في تجسيدها لرؤيته الدرامية. الترجمة ممتازة للكبير پول شاوول، مقدّمة يشكر عليها لتوصيفه فيها سينوغرافيا العمل و إطاره المشهدي الذي تتحرك في فضاءه شخصيات @بيكيت@ التي يقدّمها باقتضاب عبر مقاربتها و شخصيات مسرحية @في انتظار جودو@، علماً أن العمل المسرحي لا يقرأ كرواية، فهذه خطيئة، بما يكتنفه من رمزية عالية مرتبطة بمدلولات الايماء و الاشارات و الحركات و الفنيات و التقنيات..




مشاهده لینک اصلی
بکت را هرچه بیشتر می‌گذرد، بیشتر می‌فهمیمش چون می‌فهمیم که زندگی هم به جز صحنه‌ای از نمایش «در انتظار گودو» یا «آخر بازی» چیز دیگری نیست... وقتی خوب نگاه کنیم متوجه می‌شویم که هیچ را مفهومی نیست و این آن طور که خیلی‌ها فکر می‌کنند چیز بدی نیست

مشاهده لینک اصلی
این را در کالج سالها مطالعه کنید. این یک توصیه شخصی بود - فقط یک نظر گذرا که باعث شد من تصمیم بگیرم که آن را بررسی کنم. گاهی اوقات سرگرم کننده بودن آن چیزی است که فردی که میشناسید بسیار خوشنود است، بخوانید، به طوری که در مورد تصورات احتمالی متن خود، خسته کننده باشید. در حالی که خواندن شما مرتب شده اید، سعی کنید احساس کنید که چه تجربه ای دارند، چگونه ممکن است واکنش نشان دهند. من عجیب و غریب، و یا هر کس دیگری انجام این کار؟

مشاهده لینک اصلی
Claustrophobic و پوچ با شخصیت های وابسته به آن وابسته اما نفرت از یکدیگر. پس از خواندن آن و در مورد آن، می خواهم یاد بگیرم که شطرنج بازی کنم

مشاهده لینک اصلی
تو گریه می کنی، و گریه می کنی، برای هیچ چیز، به طوری که نه خنده، و کمی بعد ... شما شروع به گرگرفتن.

مشاهده لینک اصلی
هنگامی که امتیاز Goodreads برای Endgame را می بینم، 3.9 اعتماد من به اینترنت دموکراسی نامه ها را از دست می دهم. منظورم این است که چطور می توانم این قطعه درخشان را در انتهای جهان بخوانم و نه در آغوش بگیرم.اما من فقط به دنبال انتظار برای گودو و امتیاز آن 3.8 بودم، بنابراین هر ایمانی که من در قضاوت توده ها دارم، کاملا خراب شده است .Beckett به یاد ماندنی و خنده دار است. او دستان خود را در دست دارد و قلب سیاه زندگی ما را خون می زند. شخصیت های Endgame muse در پایان وجود خود (یا وجود ما) با عزم مضحک و طنز آمیز. آنها نمی خواهند زندگی کنند اما زندگی می کنند. دنیای خارج غلیظ و خاکستری است اما هنوز وسوسه کننده است. و آنها هرگز از ناراحتی کوچک، اشتیاق به یک درد و یا آلرژی قند، و تلاش برای ادامه استفاده نکنند. اما برای تمام عمق و شعر، مهمترین چیز این است که این کاراکترها بر روی صفحهای زندگی می کنند همانطور که در مرحله. سرانجام theyre vaudville / سالن موسیقی سالن skits نوشته شده بر روی عمیق ترین، پرجمعیت ترین سوالات زندگی ما است. این بکت به نظر نمی رسد که پادشاهی کودکان را تشخیص دهد، فقط یک واقعیت از زندگی در این پادشاهی است. 30 سال از زمانی که من آخرین بازی Endgame را دیده ام، اما خواندن آن به من این قدر لذت بخش است که آن را ببینم. در اینجا در سیاتل جشنواره بکت این سقوط وجود دارد و من نمی رفتم. از دست من از آنجایی که روزهای مبارک، Krapps Last Tape، Waiting for Godot یا Endgame، بکت با استفاده از ابزارهای ترحم شفقت و طنز، به طوری که ما ممکن است در پارادوکس های غم انگیز و عجیب و غریب وضعیت ما جشن بگیریم.

مشاهده لینک اصلی
با وجود اینکه من عاشق بکت هستم، این تنها کار دوم اوست که من خوانده ام. من خوشحالم که پس از خواندن این مطلب، عشق من به بکت تنها رشد می کند. من هنوز در عاشقان این است که چگونه آثار وی ویرانگرانه کم است، و اینکه چگونه احساس می کنم بسیار محتمل و خیلی دقیق هستند. بکت توانایی انتقال بسیاری را دارد، آثار او را با معنای بسیار با کلمات کم، با، معروف، عمل بسیار کوچک و تقارن مستقیم و توضیح بسیار کمی. در حالی که به من در انتظار گودو بسیار آرام بود و پر از ennui، Endgame دارای انرژی فراوانی بیشتر است. خواندن این، من تصور یک قطعه ماده گرما شد، و ذرات در آن با جنبش فریبنده است، اما آنها به هیچ وجه به هیچ وجه به جایی بروید. باز هم تکرار بی پایان است، اما جالب توجه است شخصیت ها محکوم و ترس از این تکرار بی پایان، اغلب برای پایان دادن به این دوره ها گریه می کنند - اما هنوز شخصیت ها فرار از حلقه ای است که زندگی آنها است، و آنها خودشان چرخه خوارج بدبختی خود را راه اندازی می کنند. من نیز از این تغییرات در خانواده لذت بردم. روابط تصادفی که متضمن تصادف یا شایستگی است که باعث بدبختی ما می شود، اما هنوز هم به آن می پیوندیم. من مطمئن هستم که این است و می توان آن را به بیش از فقط روابط بین مردم اعمال کرد، راه ما را به آشنا، روال و حتی زندگی، که ما فعالانه انتخاب نیست. برای این بازی بسیار زیاد است و من مطمئن هستم که در طول چند دهه آینده یا آن زمان، زمان زیادی را صرف می کنم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب آخر بازی


 کتاب بررسی جامعه شناسی یک انقلاب
 کتاب من که حرفی ندارم
 کتاب خانواده موسکات
 کتاب گربه ی با کلاه باز می گردد
 کتاب بررسی تاریخ
 کتاب وات